تبلیغات
عشق اباعبدالله - زندگینامه امام حسن عسکری(ع)

زندگینامه امام حسن عسکری(ع)


نام :
حسن


شهرت : عسگری زکی هادی ، سراج ، رفیق

لقب : الخاص

کنیه : ابو محمد معروف به «ابن رضا» (ع)

نام پدر : امام علی النقی (ع)

نام مادر : سوسن یا حدیثه یا سلیل

تاریخ ولادت : هشتم  ماه ربیع الثانی سال 232 هجری یا 231 هجری

محل ولادت : مدینه طیبه

مدت امامت : 6 سال

تاریخ شهادت : هشتم ماه ربیع الاول سال 260 هجری

محل دفن : سامراء

 

امام حسن عسگری (ع)

 

آسمان دیده بر زمین گشوده بود و مدینه، شب انتظارش را به دست صبح امید می سپرد که ناگاه در صبح دمی حیات بخش آفرینش، تولدی دوباره کرد و یازدهمین روشنگرش را به هستی بخشید. عرش به برکت میلاد جهان افروز امام عسکری (ع) بزم شادی گستراند. تولد او موعودی را بشارت دهنده است که ظهورش، سپیده دمی است به سوی روشنایی و  مرهمی  برتمامی رنج ها و مقصد تمام رفتن ها و رسیدن ها.به امید ظهورش



زندگینامه

در عصر حکومت و خلافت متوکل سفاک ترین خلفای بنی العباس ، ابومحمد حسن بن علی، امام یازدهم از ائمه عشر (ع) و سیزدهمین معصوم از چهارده معصوم (ع)، در شهر تاریخی و پایگاه نشر اسلام مدینه در خانه ی امام هادی دهمین پیشوای جهان اسلام و از یک مادر دانشمند و پرفضیلت دیده به جهان گشود مادرش بانویی صالحه و عارفه به نام سوسن یا حدیثه یا سلیل  بود که بانوان مدینه از محضر پر فیض او بهره های علمی  می بردند .

نامی که برای این مولود انتخاب گردید همتای نام جد بزرگوارش امام حسن مجتبی بود که تجدید کننده خاطرات نخستین ثمره ی باغ پر بار رسالت است .

روز میلاد مبارک او به اتفاق اغلب سیره نویسان اسلامی در روز هشتم ربیع الثانی به سال 232 هجری بود . مدت كوتاه حیات امام به سه دوره تقسیم می گردد: تا چهار سال و چند ماهگی امام (و به قولی تا 13 سالگی) از عمر شریفش در مدینه سر برده، تا 23 سالگی به اتفاق پدر بزرگوارش در سامرا می زیسته (او پدر بزرگوارش امام هادی (ع) در محله عسگر قرارگاه سپاه در شهر سامرا زندگی می كردند و به عسگری لقب یافتند) و تا 29 سالگی یعنی شش سال و اندی پس از رحلت امام دهم (ع) در سامرا ولایت بر امور و پیشوایی بر ستون را بر عهده داشته است.



دوران زندگی کوتاه امام حسن عسگری بر سه دوره ی مشخص تقسیم میگردد :

1- پنج سال در حجاز در شهر زادگاه خود در حضور و مراقبت پدر بزرگوارش.

2- شانزده سال در عراق قبل از دوران امامت وپیشوائی .

3- هفت سال دوران کوتاه وپربار امامت وزعامت در عراق .

 



سیرت امام حسن عسگری (ع)


امام حسن عسگری (ع ) بیانی شیرین و جذاب و شخصیتی الهی، باشکوه و وقار و مفسری بی نظیر برای قرآن مجید بود . راه مستقیم عترت و شیوه صحیح تفسیر قرآن را به مردم و به ویژه برای اصحاب بزرگوارش در ایام عمر کوتاه خود روشن کرد .



چگونگی انتخاب امام به امامت

امام هادی (ع) پسر دیگری به نام ابو جعفر محمد داشت كه بنا به برخی از روایات از جمله روایتی كه شیخ طوسی در كتاب الغیبت آورده مقرر بود امامت شیعه به او برسد و امام دهم به امامت او اشارت فرموده بود....... محمدبن علی مردی  پارسا و مورد احترام اصحاب پدر خویش بود اما این پسر در زمان حیات امام از دنیا رفت و بعضی از شیعیان دین از این بابت به اندیشه فرو رفته از جمله ابوهاشم داود بنی قاسم جعفری گوید من در این اندیشه بودم كه امام هادی (ع) فرمود: بلی خداوند بجای ابوجعفر, ابو محمد (امام حسن عسگری (ع)) را امام قرار داد. همچنانكه دربارة اسمعیل (فرزند امام صادق (ع) ) و امام كاظم (ع) چنین شد. این روایت یكی از روایات مهم دال بر نص امامت امام حسن عسگری (ع) است.

امام دهم را برادر دیگری بود به نام جعفر كه نزد شیعیان به لقب كذاب معروف شد. بعد از آنكه امام عسگری (ع) از سوی پدر به امامت منصوب گردید. جعفر مدعی وی گردید و شروع به كار شكنی و توطئه گری و فتنه انگیزی بسیار نمود و بعد از رحلت حضرت امام حسن عسگری (ع) دعوی امامت كرد و منكر وجود امام غایب (عج) شد.

 

داستانی از مهابت آن بزرگ

در حوادث رجب سال 255 ق گفته اند كه دو تن از سادات علوی حسنی به نام عیسی بن محمد و علی بن زید در كوفه شوریدند و عبدالله بن محمد بن داودد بن عیسی را در آن شهر كشتند و عده ای به سبب قتل وی گرفتار و زندانی شدند یكی از این اشخاص ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری است كه روایت می كند شبی امام حسن حسن عسگری (ع) و برادرش جعفر را به زندان آوردند و جعفر زاری و بی قراری می كرد ولی حضرت عسگری (ع) او را ساكت می نمود.

در روا یت مذكور آمده است كه متصدی زندانی كردن امام، صالح بن وصیف یكی از سرداران معروف بوده است... می گویند عباسیان و منحرفان از آل محمد (ص) بر صالح بن وصیف فشار آوردند كه بر امام در زندان سخت بگیرد و او گفت دو تن از شریرترین افراد را مامور این كار كرده است اما با دیدن حسن بن علی (ع) تحول یافته و روی به عبادت و نماز آورده اند وقتی علت این تغییر حالت را از ایشان پرسیدم گفتند: از فیض دیدار امام به این سعادت رسیده ام او تمام روزها را روزه می گیرد و هر شب تا بامداد به نماز می ایستد، با هیچ كس سخن نمی گوید و جز عبادت به كاری دیگر  نمی پردازد مهابت او بدان حد است وقتی كه به ما نگاه می كند به لرزه می افتیم و خود را به كلی می بازیم.


 
موضع علمی و آموزشی امام

 مواضع علمی او (ع) در پاسخهای قاطع و استوار در مورد شبهه ها و افكار كفر آمیز و بیان كردن حق، باورشان مناظره و گفتگوهای موضوعی و مناقشه ها و بحثهای علمی، و همزمان با آن فعالیتها،‌ كوششهای دیگر از قبیل صادركردن بیانیه های علمی و ... (بوده است)....

كندی (ابویوسف یعقوب بن اسحاق) فیلسوف عراقی در زمان امام (ع) پیرامون متناقضات قرآن،‌كتابی تدوین كرد بوسیله بعضی از منسوبان به حوزه علمی او، ‌با او تماس گرفت و كوشش او را با شكست روبرو كرد وكندی را قانع فرمود كه در اشتباه بوده است. كندی توبه كرد اوراق خود را سوزانید.

 

موضع نظارت بر پایگاههای مردمی

ـ موضع امام (ع) در این زمینه، نظارت بر پایگاههای مردی خود و پشتیبانی از آن پایگاهها و بالابردن درجه آگاهی آنها و مجهز كردن آن با همه اسلوبها و روشهای پایداری و بالابردن به سطح پشتازان متعهد بود.

امام غالباً آنان را هشدار می داد تا در دام عباسیان نیفتد ودر مصائب روزگار از نظر اقتصادی و اجتماعی به علت بدبختیها و رفتار بیرحمانه حكام كه با آن روبرو می شدند، به آنان كمك می رسانید.....

ـ برای امام از مناطق گوناگون اسلامی كه پایگاههای توده ای او آنجا بود، بوسیله نمایندگان او كه در آن مناطق پراكنده بودند اموال بسیار می بردند و امام با دقت بسیار و با روشهای گوناگون

می كوشیدند تا آن امر را كاملاً از چشم دولتیان بپوشاند و به نحوی پنهانی عمل كند....

ـ دولت عباسیان در برابر یاران امام (ع) و در پایگاههایی كه پشتیبان ا بودند، قاطعانه و بیرحمانه ایستادگی می كرد و برای از میان برداشتن خط مشی و برنامه امام و پراكندن و اداره كردن یاران او كوششهای فراوان بعمل آورد....

موضع امام درمقابل آن كوششها، پندگویی بود كه به یاران دلداری می داد و می فرمود: (تهیدست و با ما بودن، بهتر كه توانگر بودن و با غیر ما بودن. كشته شدن با ما، بهتر كه زنده بودن با دشمن! ما برای هر كس كه به ما پناه آورد،‌ پناهگاهیم و برای آن كس كه بخواهد به وسیله ما ببیند، نوریم، و آن كس را كه به ما پناه آورده، عصمیتم و هر كس كه ما را دوست بدارد بحقیقت در بزرگی و مقام با ما است و هر كس كه از ما منحرف گردد، جای او در آتش است)

 

موضع چهارم آماده كردن مسئله غیبت

ـ  امام حسن عسكری (ع) كه به وضوح می دید كه اراده الهی برای ایجاد دولت الله بر روی زمین و در برگرفتن همه جهان انسانیت و گرفتن دست مستضعفان در زمین، تا خوف آنان به امنیت خاطر تبدیل گردد و خدای را عبادت كنند و هیچ چیز را شریك او نگیرند

ـ براین تعلق گرفته است كه فرزندش غیبت كند

ـ فعالیت امام حسن عسكری (ع) و برنامه ریزی او در تحقق بخشیدن هدف مزبور به دو كار مقدماتی نیازداشت:

1- مخفی كردن مهدی (عج) از چشم مردن و نشان دادن وی فقط به بعضی از خواص

2- آنكه به هر ترتیب، فكر غیبت را در اذهان و افكار رسوخ دهد و به مردم بفهماند كه این مسئولیت  اسلامی را باید تحمل كنند و مردم را به این اندیشه و متفرعات آن عادت دهند....



بیانیه امام حسن عسكری (ع) سه شكل داشت

الف) ...... بیانیه های كلی و عمومی درباره صفات مهدی (ع) از قبیل: «وقتی قیام كند، در میان مردم با علم خود داوری خواهدكرد مانند داوری داود كه از بینه و دلیل پرسشی نمی كرد».
 

ب‌) توجیه و نقد سیاسی در مورد اوضاع موجود، و مقرون كردن آن به اندیشه وجود مهدی (ع) و ضرورت ایجاد دگرگونیها از سوی او و از این قبیل است: «وقتی قائم خروج كند به ویران كردن منابر و جایگاههای خصوصی در مساجد فرمان خواهد داد این جایگاهها به منظور امنیت و محافظت خلیفه از تعدی، و برای افزودن هیبت او در دل دیگران بنا شده است.»


ج‌) اعلامیه های كلی برای پایگاهها و اصحابش كه در آن، ابعاد اندیشه غیبت برای آنان و ضرورت آمادگی و عمل به آن از ناحیه روانی و اجتماعی توضیح داده شده بود، تا غیبت امام (ع) و جدایی او را از آنان بپذیرند. امام به ابن بابویه نامه ای نوشت و در آن فرمود: «بر تو باد بردباری و انتظار گشایش، پیمبر فرمود: برترین عمل امت من انتظار كشیدن گشایش است و شیعه ما پیوسته در اندوه است تا فرزندم ظهوركند........»

 


3-  راه دیگری كه امام برای آمادگی غیبت دراذهان مردم انجام داد پنهان نمودن خود و برقراری رابطه با دوستان و طرفداران ازطریق مكاتبه و مراسله بوده است. همچنین نظام و روش وكالتی و وساطتی كه امام حسن عسكری (ع) با پایگاههای مردمی خود برگزید، روشی دیگر از روشهای بود كه برای فهماندن مسئله غیبت آماده شده بود.............

 

شهادت امام (ع)

از ابو الادیان نقل كرده اند كه گفت: من خادم امام عسكری بودم و رسائل او را به شهرهای دیگر می بردم و جواب می آوردم،‌ در بیماری منتهی به رحلت وی هم نزد او رفتم نامه هایی را كه نوشته بود به من داد و فرمود به مداین ببرم من رفتم و پس از پانزده روز برگشتم اما دیدم بانگ زاری و شیون از خانه امام بلند است و جعفر بن علی بر در خانه ایستاده به تعزیت شیعیان پاسخ می دهد. با خود گفتم اگر این مرد امام شد باشد كار امامت دگرگون خواهد شد. در این آن خادمی بیامد و به جعفر گفت كار تكفین تمام شد بیا بر جنازه برادرت نماز بگزار جعفر و همه حاضران به داخل خانه رفتند من هم رفتم و امام را كفن شده دیدم. جعفر پیش رفت تا در نماز امامت كند وقتی خواست تكبیر بگوید ناگهان كودكی با چهرة گندمگون و موئی كوتاه و مجعد و دندانهایی كه بینشان گشادگی بود پیش آمد وردای جعفر را كشیده گفت: ای عم عقب برو من برای نماز بر پدرم از تو شایسته ترم جعفر در حالیكه رنگش از خشم تیره شد عقب رفت و آن كودك بر جنازه امام نماز گزارد او مهدی موعود امام دوازدهم (عج) بود.

  • paper | تیم طراحی | ماهواره امید