تبلیغات
عشق اباعبدالله - كظم غیظ اهل بیت(ع)

كظم غیظ اهل بیت(ع)

بنام خدا،ائمه علیهم السلام كظم غیظ داشته اند.در مقابل چه نوع حرف هایی و سخنانی این صفت را داشته اند. با ذكر مثال بیان فرمایید

پاسخ: خداوند متعال یكی از مهم ترین ویژگی های انسان های الهی و پارساپیشه را، كظم غیظ و عفو از مردم می شمارد و می فرماید:

والكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین آل عمران/134؛ و خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم در می گذرند و خدا نیكوكاران را دوست دارد.

كظم غیظ در لغت به معنای بستن سر مشكی است كه از آب پر شده باشد و به طور كنایه در مورد كسانی كه از خشم و غضب پر می شوند و از اعمال آن خودداری می نمایند، به كار می رود. غیظ به معنی شدت غضب و حالت برافروختگی و هیجان فوق العاده روحی است كه بعد ازمشاهده ناملایمات به انسان دست می دهد.

حالت خشم و غضب از خطرناك ترین حالات است و اگر جلوی آن رها شود، در شكل یك نوع جنون و دیوانگی و از دست دادن هر نوع كنترل اعصاب خودنمایی می كند و موجب می شود كه بسیاری از جنایات و تصمیم های خطرناك از انسان صادر شود كه انسان یك عمر باید كفاره و تاوان آن را بپردازد.( تفسیر نمونه، 97،3)

در این فرصت ما این آموزه قرآنی را به طور نمونه با توجه به سخنان امام باقر علیه السلام مورد بررسی و تحقیق اجمالی قرار می دهیم و در ادامه به نمونه هایی از كظم غیظ ائمه اشاره خواهیم كرد به امید این كه در ردیف كاظمین غیظ و فروبرندگان خشم نا به جا قرار گیریم.

انسان ها را می توان در مواجهه با غضب، به سه گروه تقسیم كرد:

1. انسان هایی كه درهنگام غضب افراط می كنند و از حد و مرز ایمان بیرون می روند. این گونه اشخاص همواره گرفتار اعمال ناپسند خود هستند و بسا كه پشیمانی هم سودی به حال شان نخواهد داشت.

2. افرادی كه اساساً خشمگین نمی شوند و اصلاً قوه غضبیه خود را به كار نمی گیرند و در جاهایی كه حتی شرع و عقل هم برای آنان عصبانیت را لازم دانسته است، به هیچ وجه حركتی ندارند. اینان نه تنها عملی ناپسند و زشت انجام می دهند، بلكه از افراد عصبانی بدترند و افرادی بی غیرت و بی هویت تلقی می شوند.

3. كسانی كه براساس كمال وجودی خود هرگاه خشمگین شوند، از مرز اعتدال خارج نمی شوند. اینان با ایمان راسخ و اعتماد به نفسی كه دارند، هنگام بروز حالت عصبانیت بر وجودشان تسلط كامل دارند و تمام اعضا و جوارح آنان تحت فرمان و ایمان شان قرار دارد.

خشم مقدس

قرآن كریم هرگز اصل خشم را تخطئه نمی كند، بلكه خشم های مقدس را می ستاید. اساساً خشم مقدس یكی از صفات الهی است كه نام های قهار و جبار حضرتش به آن اشاره دارد. امام باقر علیه السلام در مورد ویژگی های شیعیان علی علیه السلام می فرماید: إذا غَضُِبوا لم یَظلِمُوا.( تحف العقول، 534)

آن گرامی در سخن فوق نمی فرماید كه شیعیان علی علیه السلام خشمگین نمی شوند؛ چرا كه خشمگین شدن اگر متعادل و در راه حق باشد، نه تنها ناپسند نیست، بلكه پسندیده و مورد رضای حق هم خواهد بود.

درسیره رسول خدا صلی الله علیه و آله به نقل از امیر مؤمنان علیه السلام آمده است كه : آن حضرت برای امور دنیا هرگز عصبانی نمی شد، اما هرگاه برای حق غضبناك می شد، احدی را نمی شناخت و خشم پیامبر صلی الله علیه و آله آرام نمی شد تا این كه حق را یاری كند.( معراج السعاده، 226)

شیوه های كنترل خشم

برای فرو نشاندن خشم و غضب راه كارهای مختلفی وجود دارد كه با انجام آن می توان از ضررهای بعدی عصبانیت جلوگیری كرد.

وقتی كه در حضور امام باقر علیه السلام سخن از غضب به میان آمد حضرت فرمود: همانا كه مرد خشمگین می شود و تا خود را داخل آتش نكند( و به گناهی دست نیالاید) آرامش نمی یابد و خشمش فرو نمی نشیند. پس برای این كه در هنگام خشم به كارهای ناشایست اقدام نكنید هرگاه شخصی خشمگین شد، اگر ایستاد، فوراً بنشیند تا پلیدی و وسوسه های شیطان از او دور شود و هرگاه به خویشاوندانش غضب كند به نزد او رفته و بدنش را مس كند، چرا كه خویشاوند اگر مس شود، آرامش یابد.( الكافی،ج 2،ص302)

علاوه بر توصیه های این حدیث، ما برای كنترل خشم و عصبانیت راه كارهای دیگری كه دانشمندان اخلاق و روان مطرح كرده اند نیز پیشنهاد می كنیم:

1. در آن حالت شخص به سیره انبیا، اولیا و صلحا، كه خود را پیرو آنان می داند، توجه كند و در مورد آیات و احادیثی كه غضب بی جا را مذمت كرده اند فكر كرده و از عواقبش بر حذر باشد.

2. در هنگام خشم استعاذه نموده و با جمله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم به خداوند عالم پناه ببرد.

3. با آب سرد وضو بگیرد و یا غسل نماید.

4. زمینه ها و بسترهای دیگر خشم را خود یا دیگران از میان بردارند؛ مانند گرسنگی، تشنگی، خستگی، بی خوابی و ... .

5. فوائد شیرین و لذت بخش كظم غیظ را، كه بارها تجربه كرده، در نظر آورد.

6. از افراد بدخلق و عصبانی فاصله بگیرد و رفاقت نكند.

7. اعتقاد به قضا و قدر خداوندی را در وجودش تقویت كند و بداند كه گاهی پدید آمدن برخی حوادث ناگوار- كه با میل باطنی او ناسازگار است - در تقدیر الهی است. امام باقر علیه السلام در این زمینه فرمود: در میان مخلوق خدا سزاوارترین كس به تسلیم بودن قضای خدای عز وجل كسی است كه خدای عزوجل را بشناسد و هر كه به قضا راضی باشد، قضا بر او وارد شود و خدا اجر او را بزرگ فرماید و هركه قضا را ناخوش دارد، قضا بر او وارد شود و خدا اجرش را تباه سازد.

8. انسان وقتی كه بر كسی ضعیف تر از خودش خشم می گیرد فراموش نكند كه قدرت خداوند خیلی بالاتر از قدرت اوست و ممكن است مورد قهر و غضب و انتقام خداوند قرار گیرد. قرآن می فرماید:ولیعفوا ولیصفحوا ألا تحبون أن یغفرالله لكم و الله غفور رحیم نور/22؛ آن ها باید عفو كنند و چشم بپوشند؛ آیا دوست نمی دارید خداوند شما را ببخشد؟! و خداوند آمرزنده و مهربان است!

9. سفارش به اطرافیان در مورد یادآوری عواقب شوم عصبانیت و تذكر نكات مؤثر.

می توان در خانواده، در اجتماع و یا در مراكز مهم به وسیله نصب تابلوهایی عواقب خشم خود را یادآوری كرد. حتی یك حدیث، یك نكته و عبارتی در موضوع كظم غیظ كه در محل زندگی نصب است می تواند به فرد كمك كند تا خشم خود را فرو برد.

10.آخرین نكته این كه بدانند انسان های عصبانی در میان مردم و عقلای عالم منفورند و بردباران عزیز و محترم.

پاداش معنوی كنترل عصبانیت

امام باقرعلیه السلام در ضمن بیانات خویش به پاداش معنوی كنترل خشم اشاره دارد كه برخی از آنان را با هم می خوانیم:

1. نجات از آتش دوزخ

امام باقر علیه السلام یكی از مهم ترین بركات خویشتن داری در حالت خشم را نجات از آتش دوزخ بیان كرده و می فرماید: من ملك نفسه إذا غَضِبَ حَرَََََّمَ الله جَسَدَهٌ عَلًی النار؛ هركس درهنگم خشم و غضب، مالك نفس خویش باشد خداوند متعال بدن او را بر آتش جهنم حرام خواهد كرد.

2. آرامش روز قیامت

آن حضرت پاداش شیرین كظم غیظ را در ضمن تفسیر آیه وَإذا ما غَضِبُوا هُم یَغفِرون شوری/37؛ و هنگامی كه خشمگین شوند عفو می كنند. این گونه بیان می كند:

مَن كَظِمَ غَیظاً وَ هُوَ یَقدِرُ عَلَی امضَائِهِ حَشَا اللهُ قَلبَهُ أمناً و ایماناً یوم القیامَ?؛ هركس خشم خود را فرو برد در حالی كه می توانست از طرف مقابل انتقام بگیرد، خداوند متعال در روز قیامت قلبش را ازایمان، امنیت و سلامتی پر خواهد كرد.( بحارالانوار، 411،68)

3. روشنی چشم اهل بیت علیهم السلام

فرو بردن خشم و بردباری در مقابل عصبانیت از لذت بخش ترین لحظاتی است كه امامان معصوم علیهم السلام از آن به عنوان روشنی چشم نام می برند. حضرت باقر علیه السلام می فرماید: پدرم( امام صادق علیه السلام) می فرمود: پسرم! هیچ چیز مانند عصبانیتی كه با صبر پایان می پذیرد چشم پدرت را روشن نمی كند( الكافی، باب كظم الغیظ، ح 1)

4. امنیت از خشم خدا

امام باقر علیه السلام در این مورد فرمود: در تورات موسی علیه السلام نوشته است: یا موسی أمسك غضبك عمَّن ملّكتُك علیه أكفَّ عنك غضبی؛ در كتاب تورات در ضمن مناجات خدای عزوجل با موسی علیه السلام است: ای موسی خشم خود را از كسی كه تو را بر او مسلط ساخته ام بازگیر تا خشم خود را از تو باز گیرم.( همان، باب الغضب، ح 1)

5. داخل شدن در ردیف اهل ایمان

قرآن كریم مؤمنین را در آیات متعدد به خاطر كنترل خشمشان می ستاید. در سوره شوری در مورد یكی از ویژگی های بارز مؤمنین می فرماید: و أذا ما غضبوا هم یغفرون شوری /37؛ و هنگامی كه خشمگین شوند عفو می كنند.

مضرات غضب

الف. زمینه برای تسلط شیطان

ضررهای فراوانی را بر غضب می توان برشمرد كه مهم ترین آن تسلط شیطان بر انسان است. اساساً فرد خشمگینی كه قادر به كنترل خشم خود نیست و نمی تواند در آن لحظه تصمیمات مثبت بگیرد و وجودش را آتش كینه و انتقام پر كرده است، در آن لحظه وجودش بستری مناسب برای بهره برداری شیطان است و شیطان می تواند به راحتی او را گمراه كرده و از همین راه به اهداف شوم خود دست یابد.

امام باقرعلیه السلام در این زمینه می فرماید: غضب، آتش پاره ای است از شیطان كه در باطن فرزند آدم است و چون كسی از شما عصبانی شد چشم های او سرخ می شود و باد به رگ های او می افتد و شیطان در وجودش داخل می شود.( معراج السعاده، 326)

ب. دوری از فضایل اخلاقی

انسان درحال عصبانیت از ادب و حیا و عفت فاصله می گیرد. احترام بزرگان و اطرافیان را نمی تواند نگهدارد. پرده حیا و عفت را می درد و در نتیجه سخنانی بر زبانش جاری می شود كه در حالت عادی از گفتن و حتی شنیدن آن خجالت می كشد. دست به كارهایی می زند كه هرگز با اخلاق و انسانیت هم خوانی ندارد.

ج. خواری و رسوایی

از دیگر مفاسد خشم های بی جا، خواری و ذلت و رسوایی فرد عصبانی است. او معمولاً وقتی كه حالت خشم برایش عارض می شود، در میان جمع، فردی غیر عادی، ناتوان و سبك قلمداد می شود كه قادر به كنترل وجودش نیست و نمی تواند امور زندگی اش را مدیریت كند و تمام كسانی كه او را در آن حال می بینند به دیده حقارت و یا ترحم به او می نگرند.

د. سلب اعتماد دیگران

افراد جامعه به ویژه عقلای قوم و نخبگان، به افراد عصبانی كم تر اعتماد می كنند، چرا كه احساس می كنند او به اندك بهانه ای خشمگین می شود و تصمیماتی می گیرد كه مبنای عقلانی و منطقی ندارد گرچه بعداً اظهار ندامت كرده و عذرخواهی هم می كند.

نمونه هایی از كظم غیظ معصومین علیهم السلام:

كظم غیظ پیامبر اكرم(ص)

انس بن مالك می گوید: من در محضر پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم)بودم، عبایی كه حاشیه غلیظی داشت بر دوشش بود، یك نفراعرابی(عرب های بادیه نشین)نزد آن حضرت آمد و عبای او را گرفت ومحكم كشید، به طوری كه حاشیه آن عبا، گردن آن حضرت را خراشید،سپس گستاخانه گفت: ای محمد، از مال خدا كه در نزد تو هست، براین دو شترم بار كن تا ببرم، چرا كه این اموال نه مال تو است ونه مال پدرت.

پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم)اندكی سكوت كرد و سپس فرمود: مال، مال خدا است و من بنده خدا هستم. آنگاه افزود: ای اعرابی، آیا آسیبی كه به من رساندی به تو برسانم؟اعرابی گفت: نه. پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم)فرمود:

چرا؟ اعرابی عرض كرد: زیرا تو بدی را با بدی پاسخ نمی دهی، بلكه آن را با خوبی دفع می كنی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)ازاین سخن خندید و سپس دستور داد تا بر یكی از شتران او جو و بردیگر خرما بار كردند و به او دادند.

كظم غیظ امیرالمومنین علی علیه السلام

در زندگی امیرمومنان علی(علیه السلام)آمده كه در عصر خلافتش،روزی خطاب به جمعیت فرمود: آنچه سوال دارید از من بپرسید، هرسوالی كه مربوط به پایین تر از عرش باشد پاسخ می دهم و چنین ادعایی را بعد از من جز دروغگو نمی كند. در این هنگام مردی بلندقامت در گوشه مجلس برخاست، درحالی كه كتابی در گردنش آویزان بود و گویی از عرب های یهود بوده با صدای بلند با كمال گستاخی،خطاب به علی (علیه السلام)گفت: ای مدعی چیزی كه نمی دانی، و پیشی گیرنده نابجا من از تو سوال هایی می كنم كه از جواب آنهادرمانده شوی.

در این هنگام جمعی از شیعیان و دوستان علی(ع)برخاستند تا به او حمله كرده و او را تنبیه كنند. حضرت علی(علیه السلام)آنها رابه شدت از این كار بازداشت و فرمود: رهایش كنید، شتابزدگی وتندی و خشم را از خود دور نمایید. با این كارها حجت های خدا برمردم تمام نشده و براهین الهی آشكار نخواهد گردید. آنگاه باكمال حلم و بزرگواری به آن مرد روكرد و فرمود: هر سوالی كه داری بپرس او سوال های خود را مطرح كرد و حضرت علی(علیه السلام)به همه آنها پاسخ داد. او شیفته علم و حلم علی(علیه السلام)شد و اشعاری در مدح علی(ع)سرود و خواند و آن حضرت راصاحب علم و راهنمای گمراهان و رادمرد كمال و ارزش های والای انسانی خواند.

كظم غیظ امام حسن علیه السلام

پیر مردی ناآگاه از اهالی شام در مدینه، امام حسن (ع) را سوار بر مركب دید، آنچه توانست از آن حضرت بدگویی كرد، وقتی كه فارغ شد، امام حسن (ع) كنار او آمد، و بدو سلام كرد، و در حالی كه لبخندی بر چهره داشت‏ به او فرمود: ای پیرمرد! گمانم غریب هستی، و گویا اموری بر تو اشتباه شده، اگر از ما درخواست رضایت كنی از تو خوشنود می‏شویم، اگر چیزی از ما بخواهی به تو عطا می‏كنیم، اگر از ما راهنمایی بخواهی تو را راهنمایی می‏كنیم، اگر كمك برای باربرداری از ما بخواهی، بار تو را برمی‏داریم، اگر گرسنه باشی تو را سیر می‏نماییم، اگر برهنه باشی، تو را می‏پوشانیم، اگر نیازمند باشی تو را بی‏نیاز می‏كنیم، اگر گریخته باشی به تو پناه می‏دهیم. اگر حاجتی داری آن را ادا می‏نماییم، اگر مركب خود را به سوی خانه ما روانه سازی، و تا هر وقت‏بخواهی مهمان ما باشی، برای تو بهتر خواهد بود، زیرا ما خانه آماده و وسیع، و امكانات بسیار داریم.

هنگامی كه آن پیر ناآگاه این گفتار مهرانگیز نشات گرفته از حلم و صبر انقلابی امام حسن (ع) را شنید، آن چنان دگرگون شد كه اشك از چشمانش جاری گردید و گفت: گواهی می‏دهم كه تو خلیفه خدا در زمینش هستی، خداوند آگاه‏تر است كه مقام رسالت ‏خود را در وجود چه كسی قرار دهد، تو و پدرت مبغوض‏ترین افراد در نزد من بودید، ولی اینك تو محبوب‏ترین انسان‏ها در نزد من هستی!

سپس او به خانه امام حسن (ع) وارد شد، و مهمان آن بزرگوار گردید، و پس از مدتی در حالی كه قلبش سرشار از محبت‏خاندان رسالت‏بود، از محضر امام حسن (ع) بیرون رفت.

كظم غیظ امام سجاد علیه السلام

روزی چند تن مهمان امام سجاد بودند. خادم وی سیخ كبابی را بر دست داشت و با شتاب می آمد، پایش لغزید و سیخ بر سر فرزندی از امام كه زیر پلكان ایستاده بود افتاد و طفل كشته شد. غلام سراسیمه ماند! امام بدو گفت: تو در این كار قصدی نداشتی! تو در راه خدا آزادی! سپس به دفن طفل پرداخت.( كشف الغمه ج۲ ص۸۱.)

نیز ابو محمدحسن بن علی روایت كرده كه شخصی نزد علی بن الحسین علیه السلام آمد با وی سفاهت بسیار كرد و او را به معایب منسوب گردانیده. امام علی بن الحسین علیه السلام با او هیچ نوع سخن نگفت و به جواب وی قیام ننمود.

بعد از مراجعت آن شخص با جمعی كه در خدمت او بود، گفت: می خواهم كه با من بیایید تا جواب آن مرد بگوییم. همه قبول كردند و امام نعلین در پای كرده پیاده می رفت و می گفت: «الكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و اللّه یحب المحسنین» یاران از این سخن دانستند كه هیچ امری از آن جانب ظاهر نخواهد گشت كه موجب آزار باشد.

و چون به در اتاق آن مرد رسید، ندا كرد كه ای فلان! آن شخص با خاطر پریشان بیرون آمد؛ تصور كرد كه امام به جهت انتقام آمده. امام زین العابدین فرمود: ای برادر! در شأن من آنچه گفتی اگر در نفس من موجود باشد از آن استغفار می كنم و دست در دامن توبه و انابت می زنم و اگر موجود نیست خدای تعالی تو را بیامرزد و از تو عفو كناد.

آن مرد چون این سخن بشنید، در میان هر دو چشم او بوسه داد و زبان به ثنای او گشاده گفت: درباره تو گفتم، چیزی كه در تو موجود نیست و من بدان سزاوارترم.

كظم غیظ امام كاظم علیه السلام

مردى از اولاد خلیفه دوم در مدینه مى‌زیست كه امام كاظم علیه السلام را آزار مى‌داد و گاهى به ایشان با دشنام، توهین مى‌كرد.

برخى از یاران امام كاظم علیه السلام، پیشنهاد مى‌كردند كه او را تادیب كنند؛ اما امام شدیداً ایشان را از این كار باز مى‌داشت.

روزی امام كاظم علیه السلام بر مركب سوار شده و به مزرعه آن مرد رفتند و او را در مزرعه یافتند و چون كنار او رسیدند، از مركب پیاده شدند و با گشاده‌رویى و بزرگوارى از او پرسیدند:

چقدر براى این مزرعه خرج كرده‌اى؟

گفت: صد دینار .

فرمود: چقدر امید سود دارى؟

گفت: غیب نمى‌دانم.

فرمود: گفتم چقدر امیدوار هستى؟

گفت: امید دویست دینار سود دارم.

حضرت سیصد دینار به او مرحمت فرمودند و فرمودند زراعت هم از آن خودت، خدا به تو آنچه به آن امید دارى خواهد رسانید. آن شخص برخاست و سر آن گرامى را بوسید و از او خواست كه از گناهان و جسارت‌هاى وى در گذرد. امام تبسمى فرمودند و بازگشتند ... .

روز بعد، آن مرد در مسجد نشسته بود كه امام كاظم(علیه السلام) وارد شدند.

آن مرد تا نگاهش به امام افتاد گفت:

«الله اعلم حیث یجعل رسالته»؛ خدا بهتر مى‌داند كه رسالت خویش را به چه كسانى بدهد. (كنایه از آن كه امام موسى بن جعفر به راستى شایستگى امامت دارند).

دوستانش با شگفتى پرسیدند، داستان چیست، قبلا از او بد مى‌گفتى؟

او دو باره امام را دعا كرد و دوستانش با او به ستیزه برخاستند...

امام با یارانى از خود كه قصد قتل او را داشتند فرمود: كدام بهتر است، نیت شما یا این كه من با رفتار خویش او را به راه آوردم؟ (تاریخ بغداد، ج 13، ص 28/ ارشاد مفید، ص 278)

  • paper | تیم طراحی | ماهواره امید