تبلیغات
عشق اباعبدالله - اشعار شب هفتم محرم :علی اصغر (علیه السلام)

اشعار روضه حضرت علی اصغر علیه السلام
نتیجه تصویری برای اشعار شب هفتم محرم


مثل پرنده بال گشودی رها شدی

کوچک ترین ستاره سر نیزه ها شدی

لعنت به لای لایی این نیزه دار تو

باعث شده است بر سر نی بی صدا شدی

زخم سرت برابر زخم عمو شده

بر روی نیزه ها چقدر جا به جا شدی

بعد از تو گاهواره به دردم نمی خورد

چه زود پر کشیدی و از من جدا شدی

بر روی دست باد عزیز دل رباب

مانند زلف های پریشان رها شدی

در آسمان کرب و بلا ردّ خون توست

تو یک تنه برای خودت کربلا شدی

یاعلی اصغر (علیه السلام)

بقیه درادامه مطلب ...
یاحسین(ع)یاحسین(ع)یاحسین(ع)یاحسین(ع)

اشعار شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام
اشعار شب هفتم محرم


لب تر كن از پیاله ی كوثر توهم برو
 
برخیز علی اصغر خیبر تو هم برو
 
از صبح گریه كردی و دل شوره داشتی
 
دیدی رسید نوبتت اخر توهم برو
 
شش ماه میشود به تو من خو گرفته ام
 
باشد، عصای پیری مادر توهم برو
 
فكر دل شكسته ی عمه نمی كنی؟
 
كم بود داغ قاسم و اكبر؟ تو هم برو
 
هر شعبه ی سه شعبه برای تو نیزه ایست
 
در بزم تیرو نیزه و خنجر توهم برو
 
بعد از عموت ماندت اصلا ً صلاح نیست
 
او رفت پیش ساقی كوثر توهم برو
 
تا خیمه ها هنوز به غارت نرفته است
 
قبل از شروع معركه بهتر.... تو هم برو

یاحسین(ع)یاحسین(ع)یاحسین(ع)یاحسین(ع)

اشعار شب هفتم محرم

اشعار شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام

***

هر روز می سوزی و خاکستر نداری

تو سایه بر سر داشتی دیگر نداری

"خورشید بر نی بود" و حق داری بسوزی

دیدی به جز او سایه ای بر سر نداری

برگشته ای؛ این را کسی باور نمی کرد

برگشته ای؛ این را خودت باور نداری

می خواهی از بغض گلوگیرت بگویی

از لایی لایی واژه ای بهتر نداری

هر بار یاد غربت مولا می افتی

می سوزی از این که علی اصغر نداری

این غم که طفلی که بغل داری خیالی ست

«سخت است آری سخت تر از هر نداری»*

ما پای این گهواره عمری گریه کردیم

یک وقت دست از لای لایی برنداری



تاریخ : چهارشنبه 5 مهر 1396 | 07:28 ب.ظ | نویسنده : امیرحسین چوبداری | نظرات

  • paper | تیم طراحی | ماهواره امید