تبلیغات
عشق اباعبدالله - کرامات حسینی (ع)
نتیجه تصویری برای امام حسین
کرامات حسینی (ع)

آخرین توشه آیة الله حجت رحمة الله
مرحوم آیة الله العظمی سید محمد کوهکمردی، معروف به آیة الله حجت از مراجع تقلید بود که در سوم جمادی الاول سال 1372 قمری در قم دنیا رفت و قبرش در حجره ای واقع غرب مسجد حجتیه است و این مدرسه عظیم از آثار اوست.
آیة الله حجت در اخلاص و تواضع و ساده زیستی کم نظیر بود. روزی که در آستانه احتضار قرار گرفت، به حاضران گفتند: برای من مقداری تربت سیدالشهدا بیاورید. مقداری تربت حاضر کردند و با آب قاطی نمودند و لیوان آب را به ایشان دادند.
آیة الله حجت آن لیوان را به دست گرفت و نزدیک لب آورد و گفت: آخرین زادی من الدنیا الحسین علیه السلام! آخرین توشه من از دنیا تربت حسین علیه السلام است.
آنگاه آب را نوشید و سپس شهادتین را بر زبان جاری کرد ودر حالی که رو به قبله بود، در همان حال به جوار رحمت حق پیوست. 

 امام حسین علیه السلام ومداح اهل بیت
شیخ اجل آیة محدث متبحر نوری رحمة الله در دارالسلام حکایت کرده که شیخ جعفر شوشتری گفت: چون از تحصیل علوم دینی از نجف اشرف فارغ شدم و دوران نشر علوم وانذار در رسید، به وطن خود برگشتم و به ادای وظیفه پرداختم و طبقات مردم را به اندازه فهم آنها هدایت می کردم. چون در آثار متعلق به مواعظ و مصائب توانائی و اطلاع کامل نداشتم و در ایام ماه رمضان و روزهای جمعه تفسیر صافی را بالای منبر می بردم و در ایام عاشورا روضة الشهادة مولا حسین کاشفی را، و از روی آنها برای مردم موعظه و مصیبت بیان کردم و نمی توانستم از حفظ وعظ کنم و روضة بخوانم .
یک سال بدین منوال گذشت و ماه محرم نزدیک شد. شبی با خود گفتم: تا کی صحفی و کتاب به دست باشم؟ برخاستم واندیشه می کردم، تدبیری کنم که از کتاب مستغنی باشم و در خطابه و سخنرانی مستقل گردم و در اطراف این، توسن فکر را آن قدر جولان دادم که خسته شدم و خوابم برد.
در خواب دیدم گویا در کربلا هستم و ایامی است که مرکبهای حسینی در آنجا است و خیمه های آن حضرت برپا است و لشکر دشمن طبق روایات در برابر آنها است. من وارد چادر مخصوص سیدالانام اباعبدالله علیه السلام شدم و بر او سلام کردم. مرا مقرب نمود و نزد خود جا داد و به حبیب بن مظاهر فرمود: این (به من اشاره کرد) مهمان ما است؛ آب که نداریم ولی آرد و روغن هست؛ برخیز خوراکی از آنها آماده کن و نزد او بیاور.
حبیب برخاست و خوراکی تهیه کرد و نزد من گذاشت و قاشقی هم روی آن بود.من چند لقمه از آن خوردم، و از خواب بیدار شدم و دریافتم که به دقائق و اشارت مصائب و لطائف و کنایات آثار ائمه اطائب به وجهی مطللعم که پیش از من کسی مطلع نبوده و هر روز این احاطه و اطلاع افزوده می شد تا ماه صیام آمد و در مقام و بیان به غایت مقصود رسیدم. (13)


تاریخ : شنبه 30 دی 1396 | 07:39 ب.ظ | نویسنده : امیرحسین چوبداری | نظرات

  • paper | تیم طراحی | ماهواره امید
  • گالری عکس

    گالری تصاویر